تبليغاتX
سارگل گل ناب
سارگل گل ناب
خاطرات دختر ناز من
سارگل بامزه
۳۰/۸ صبح توی راهرو در حالی که سارگل داشت بلند بلند شعر میخوند

مامان:سارگل عزیزم یکم یواش تر بخون

سارگل:

 

مامان:سارگل عزیزم تو دلت بخون

 

سارگل:در حالی که به دکمه های پالتوش اشاره میکنه

میگه مامان دلم که بسته هست

مامان:

 

 

 

لينك | نوشته شده در دوشنبه 1390/11/03ساعت 10:24 بعد از ظهر توسط فرشته |
سارگل و بازی 2
6bhwye2mc9vtfz6av4bv.jpg

 

6979878px520stqht.jpg

 

cwwm4sl2dsquh8jx2vre.jpg

 

 

cy1ma9gcn0f6ha2var1.jpg

 

7vj6eohu5qnng8qfwua.jpg

 

z89pmul5i1vwmnofb244.jpg

 

qchemrkin525d4zmfzq1.jpg

 

idxbbss8ic8qsaky9js9.jpg

لينك | نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط فرشته |
انارگل
امشب دستم با فر داغ سوخت


همین جور که نگاه به سوختگیش میکرد ناگهان یاد انار گل افتادم


اینبار جگرم سوخت


 


لينك | نوشته شده در جمعه 1390/10/30ساعت 10:21 بعد از ظهر توسط فرشته |
کلاس های جدید
هفته گذشته هفته خوبی بود


سارگل شنا و یوگا رو جدا گانه تجربه کرد


خوشحالم که تونستم سارگل رو شاد کنم 



لينك | نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط فرشته |
سارگل و بازی 1

 

 

 

لينك | نوشته شده در دوشنبه 1390/10/05ساعت 10:25 بعد از ظهر توسط فرشته |
Copyright By sargolkocholo - This Template Designed By HOTWEBS